افسردگی بیماری فکر شما
بعید به نظر می رسد که فقط یک عامل بتواند سبب بروز افسردگی گردد،
افسردگی، ناامیدی و بیانگیزگی حاصل رفتارهای خاص ما با اتفاقات زندگی است. اتفاقاتی که برای هر انسانی ممکن است در مقاطعی رخ دهد و استثنائی برای هیچکس وجود ندارد. اگر قدری عمیق به رفتارهایمان نگاه کنیم متوجه میشویم که خود ما به آنها دامن زده و امروز در دام آنها گرفتار امده ایم. همواره باید کوشید یک مسئله را در طیف عظیم زندگی فقط یک مسئله و نه چیزی بیشتر یا همه چیز بدانیم. یک مشکل را آنقدر عظیم نکنیم که روی همه زندگی ما سایه بیفکند و فقط در حد یک مشکل با آن برخورد داشته باشیم.
معمولاً افراد در برخی مواقع احساس میکنند خوشحال و پرانرژی و در مواقع دیگر، غمگین و دل مردهاند؛ تقریباً هرکسی دستخوش نوسانات خلقی ادواری میشود. خلق ممکن است طبیعی، بالا یا پایین باشد. شخص طبیعی طیف وسیعی از خلقها را تجربه میکند و به همان نسبت مجموعهای از تجلیات عاطفی نیز دارد.
شخص عادی قادر به کنترل اخلاق و عواطف خود می باشد. کسانی که خلق بالا دارند (مانیا)، حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش احترام به نفس و افکار بزرگ منشانه نشان میدهند. افرادی که خلق پایین دارند (افسردگی)، با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بیاشتهایی و افکار مرگ و خودکشی مشخص می شوند.
افسردگی اختلالی است که بر تفکر، خلق، احساسات، رفتار و سلامت جسمی تأثیر میگذارد. بعید به نظر می رسد که فقط یک عامل بتواند سبب بروز افسردگی گردد، بلکه افسردگی از تعامل بین چندین عامل مختلف حاصل میشود. از بین این متغیرها میتوان به اختلال در کارکرد ناقلهای عصبی، سابقه افسردگی یا الکلیسم در خانواده، از دست دادن والدین در دوران کودکی و یا مورد بیتوجهی آنان قرار گرفتن، رویدادهای منفی اخیر در زندگی، داشتن همسر عیبجو یا متخاصم، فقدان ارتباطی نزدیک یا اطمینانبخش، فقدان حمایت اجتماعی مناسب و فقدان درازمدت احساس ارزشمندی اشاره کرد.
با پیشرفت افسردگی، افکار خود-آیند منفی هرچه بیشتر زیاد و شدید میگردند و افکار منطقیتر هرچه بیشتر ناپدید میشوند. خود این فرایند به گسترش فزایندۀ دامنۀ خلق افسرده منجر میشود و بدین ترتیب دور باطلی شکل میگیرد. از سویی فرد هر قدر افسردهتر میشود، بیشتر افکار افسردگیزا پیدا میکند و بیشتر به آن افکار اعتقاد پیدا مینماید. و از سوی دیگر، هر قدر این افکار افسردگیزا بیشتر به ذهن فرد خطور می کند و در او اعتقاد بیشتری نسبت به آنها به وجود میآورد، آن فرد افسردهتر میشود.
درمان افسردگی را نمیتوان بدون توجه به جنبههای اجتماعی و خانوادگی، همچنین تغییر روشهای زندگی خود فرد و اصلاح روشهای خانواده و اطرافیان وی ، موفق دانست. همه ما چون دانههای بارور مکان مناسبی را برای رشد کردن، برگ و میوه دادن نیاز داریم. خانه سبز و موفق معنای همین مکان مناسب است. وقتی کیان خانواده در معرض تزلزل و فروپاشی قرار گیرد نتیجهای جز ناهنجاری، احساس ناامنی و ناآرامی و افسردگی نخواهد داشت.
در این جهان هستی هر فرد از حق خوشبخت زیستن برخوردار است و حق دارد هرآنچه مایه آرامش و رضایتش می باشد به سوی خود جذب کند. تنها راه برای رسیدن به این منظور سامان بخشیدن به افکاری است که در طول سالیان متمادی در ذهن شکل گرفتهاند.
تفکر منفی، احساسات رنجآور و نهایتاً رفتار نامتعادل را به دنبال میآورد و ادامه آن باعث تفکرات منفیتر، احساسات رنجآورتر و رفتار نامتناسبتر میگردد. همه عملکردها، خوبیها، بدیها، عملها، عکسالعملها، هویتها، بودنها و نبودنها ناشی از فکری است که فرد با خود اندیشیده است. همه بزرگان و صاحبان عقول از بدو پیدایش انسان تاکنون همگی بر این نکته تأکید کردهاند که در ارتقاء فکر و مثبت بودن اثرات آن کوشش کنید.
یکی از ارکان دین زرتشت، تأکید بر پندار نیک است که موکد همین امر است. به عقیده ویلیام شکسپیر هیچ چیز خوب یا بد وجود ندارد، بلکه نحوه نگرش ما آن را خوب یا بد میکند. ذهن ما این قدرت را دارد که هر حالتی را برای ما ایجاد نماید و عینکی تیره به ما هدیه کند که همه زندگی را تیره و تار ببینیم. همه ما در همه اوقات و احوال زندگی نگران و مراقب سلامت جسمانی خود هستیم و با بروز کمترین اشکالات به چارهجویی و مداوا میپردازیم. اما آیا فکر ما که منشأ وجود ما و هویتبخش شخصیت و منش ماست، نیاز به نگهداری، مراقبت و رسیدگی ندارد؟
سخن را با ذکر چند جملهای که آن را در مجله پیام مهر خواندم و به نظرم جالب آمد به پایان میرسانم شاید برای شما عزیزان نیز جالب باشد و کمک کند زندگی را به گونهای متفاوت تر بنگریم.
خدا را شکر
خدا را شکر که مالیات میپردازم این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم.
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شدهاند. این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجرهها را تمیز کنم. این یعنی من خانهای دارم.
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را میشنوم. این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.
خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم. این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنی من هنوز زندهام.
مریم آلودری کد 2480
روانشناس و مشاور فردی
صدای سلامت مرکز جامع مشاوره تلفنی
تلفن تماس : 9092301919



