ابزار شخصی
اینجا هستید: خانه » دانستنیهای سلامت » سالم زیستن » بهداشت روان mental health » افسردگی بیماری فکر شما
عملیات مدرک

افسردگی بیماری فکر شما

بعید به نظر می رسد که فقط یک عامل بتواند سبب بروز افسردگی گردد،

افسردگی، ناامیدی و بی­انگیزگی حاصل رفتارهای خاص ما با اتفاقات زندگی است. اتفاقاتی که برای هر انسانی ممکن است در مقاطعی رخ دهد و استثنائی برای هیچکس وجود ندارد. اگر قدری عمیق به رفتارهایمان نگاه کنیم متوجه می­شویم که خود ما به آنها دامن زده و امروز در دام آنها گرفتار امده ایم. همواره باید کوشید یک مسئله را در طیف عظیم زندگی فقط یک مسئله و نه چیزی بیشتر یا همه چیز بدانیم. یک مشکل را آنقدر عظیم نکنیم که روی همه زندگی ما سایه بیفکند و فقط در حد یک مشکل با آن برخورد داشته باشیم.

 معمولاً افراد در برخی مواقع احساس می­کنند خوشحال و پرانرژی و در مواقع دیگر، غمگین و دل مرده­اند؛ تقریباً هرکسی دستخوش نوسانات خلقی ادواری می­شود. خلق ممکن است طبیعی، بالا یا پایین باشد. شخص طبیعی طیف وسیعی از خلق­ها را تجربه می­کند و به همان نسبت مجموعه­ای از تجلیات عاطفی نیز دارد.

شخص عادی قادر به کنترل اخلاق و عواطف خود می باشد. کسانی که خلق بالا دارند (مانیا)، حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش احترام به نفس و افکار بزرگ منشانه نشان می­دهند. افرادی که خلق پایین دارند (افسردگی)، با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بی­اشتهایی و افکار مرگ و خودکشی مشخص می شوند.

افسردگی اختلالی است که بر تفکر، خلق، احساسات، رفتار و سلامت جسمی تأثیر می­گذارد. بعید به نظر می رسد که فقط یک عامل بتواند سبب بروز افسردگی گردد، بلکه افسردگی از تعامل بین چندین عامل مختلف حاصل می­شود. از بین این متغیرها می­توان به اختلال در کارکرد ناقل­های عصبی، سابقه افسردگی یا الکلیسم در خانواده، از دست دادن والدین در دوران کودکی و یا مورد بی­توجهی آنان قرار گرفتن، رویدادهای منفی اخیر در زندگی، داشتن همسر عیب­جو یا متخاصم، فقدان ارتباطی نزدیک یا اطمینان­بخش، فقدان حمایت اجتماعی مناسب و فقدان درازمدت احساس ارزشمندی اشاره کرد.

با پیشرفت افسردگی، افکار خود-آیند منفی هرچه بیشتر زیاد و شدید می­گردند و افکار منطقی­تر هرچه بیشتر ناپدید می­شوند. خود این فرایند به گسترش فزایندۀ دامنۀ خلق افسرده منجر می­شود و بدین ترتیب دور باطلی شکل می­گیرد. از سویی فرد هر قدر افسرده­تر می­شود، بیشتر افکار افسردگی­زا پیدا می­کند و بیشتر به آن افکار اعتقاد پیدا می­نماید. و از سوی دیگر، هر قدر این افکار افسردگی­زا بیشتر به ذهن فرد خطور می کند و در او اعتقاد بیشتری نسبت به آن­ها به وجود می­آورد، آن فرد افسرده­تر می­شود.

درمان افسردگی را نمی­توان بدون توجه به جنبه­های اجتماعی و خانوادگی، همچنین تغییر روش­های زندگی خود فرد و اصلاح روش­های خانواده و اطرافیان وی ، موفق دانست. همه ما چون دانه­های بارور مکان مناسبی را برای رشد کردن، برگ و میوه دادن نیاز داریم. خانه سبز و موفق معنای همین مکان مناسب است. وقتی کیان خانواده در معرض تزلزل و فروپاشی قرار گیرد نتیجه­ای جز ناهنجاری، احساس ناامنی و ناآرامی و افسردگی نخواهد داشت.

در این جهان هستی هر فرد از حق خوشبخت زیستن برخوردار است و حق دارد هرآنچه مایه آرامش و رضایتش می باشد به سوی خود جذب کند. تنها راه برای رسیدن به این منظور سامان بخشیدن به افکاری است که در طول سالیان متمادی در ذهن شکل گرفته­اند.

تفکر منفی، احساسات رنج­آور و نهایتاً رفتار نامتعادل را به دنبال می­آورد و ادامه آن باعث تفکرات منفی­تر، احساسات رنج­آورتر و رفتار نامتناسب­تر می­گردد. همه عملکردها، خوبی­ها، بدی­ها، عمل­ها، عکس­العمل­ها، هویت­ها، بودن­ها و نبودن­ها ناشی از فکری است که فرد با خود اندیشیده است. همه بزرگان و صاحبان عقول از بدو پیدایش انسان تاکنون همگی بر این نکته تأکید کرده­اند که در ارتقاء فکر و مثبت بودن اثرات آن کوشش کنید.

یکی از ارکان دین زرتشت، تأکید بر پندار نیک است که موکد همین امر است. به عقیده ویلیام شکسپیر هیچ چیز خوب یا بد وجود ندارد، بلکه نحوه نگرش ما آن را خوب یا بد می­کند. ذهن ما این قدرت را دارد که هر حالتی را برای ما ایجاد نماید و عینکی تیره به ما هدیه کند که همه زندگی را تیره و تار ببینیم. همه ما در همه اوقات و احوال زندگی نگران و مراقب سلامت جسمانی خود هستیم و با بروز کمترین اشکالات به چاره­جویی و مداوا می­پردازیم. اما آیا فکر ما که منشأ وجود ما و هویت­بخش شخصیت و منش ماست، نیاز به نگهداری، مراقبت و رسیدگی ندارد؟

سخن را با ذکر چند جمله­ای که آن را در مجله پیام مهر خواندم و به نظرم جالب آمد به پایان می­رسانم شاید برای شما عزیزان نیز جالب باشد و کمک کند زندگی را به گونه­ای متفاوت تر بنگریم.

خدا را شکر

خدا را شکر که مالیات می­پردازم این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم.

خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده­اند. این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره­ها را تمیز کنم. این یعنی من خانه­ای دارم.

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می­شنوم. این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است.

خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کردم. این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنی من هنوز زنده­ام.

مریم آلودری کد 2480

روانشناس و مشاور فردی

صدای سلامت مرکز جامع مشاوره تلفنی

تلفن تماس : 9092301919


راه اندازی شده با پلون، سامانه مدیریت محتوای متن‌باز

این سایت با استانداردهای زیر مطابقت دارد: