درمان ازدواج
تجربه نشان داده است كه زوجيني كه براي درمان مراجعه ميكنند به 4 دسته مختلف تقسيم بندي ميشوند...
1- زوجيني كه با هم تفاهم ندارند، اما مايل به طلاق هم نيستند. اين گروه شامل كساني است كه روابط آنها ويرانگر است يا ايفاي نقش آنها به نحو رضايتبخشي اجرا نميشود.
2- گروه دوم زوجيني هستند كه سالهاي سال به خوبي و خوشي با يكديگر زندگي كردهاند، تا اينكه ناگهان يكي از زوجين رابطهاي نامشروع يا تكانشي برقرار ميكند. نتيجه حائز اهميت به دنبال اين موارد، آشوب و اغتشاش خانوادگي ناشي از اين موضوع نيست، زيرا اين مورد الزاماً نميتواند مسئلهاي رواني باشد، بلكه تأثير مهم ، آغاز اختلالي روحي است كه معمولاً به صورت حسادت وسواسي ظهور ميكند.
3- زوجيني كه به تازگي از يكديگر طلاق گرفتهاند ولي مايل به آشتي هستند.
4- زوجيني كه يكي از طرفين يا هر دوي آنها به دنبال اين موضوع هستند كه درمانگر را صرفاً آلت دست قرار داده و با راه انداختن يك جور بازي و بيان اين مطلب كه « من هرچه توانستم سعي كردم اما نشد» با وجدان راحت از هم طلاق بگيرند.
اهداف درمان ازدواجها توسط تحليل تبادلات،طبيعتاً از ساختار اوليه قرارداد ازدواج سرچشمه ميگيرد. مقصود از درمان،حفظ قرارداد رسمي است كه در عين حال به طرفين نيز امكان داده ميشود تا حداكثر لذت را از قراردادهاي رابطه خود كسب كنند. تعبير اين هدف براي بيماران بدين شكل است كه رابطهها و بازيهاي موجود در هر ازدواج بايد از حالت اجباري و وسواسي درآمده و به صورت انتخابي درآيند، تا عناصر ويرانگر يا مضر حذف گردند. پس از انجام اين مهم، اين امكان وجود دارد كه زن و شوهر ديگر علاقهاي به يكديگر نداشته باشند. در اين صورت است كه هريك ازطرفين تصميم ميگيرد كه مايل به ادامه زندگي زناشويي هست يا خير.



