سكانس دوم پس از اختلال جنسي
شايد شما هم با افرادي مواجه شده ايد كه دائم ميگويند : "حوصله ام از اين زندگي سر رفته،دل و دماغ ندارم، خسته ام"
يا اينكه از ابتداي روز عصبي هستند و حوصله هيچ كس و هيچ كاري را ندارند. اگر اين فرد متأهل باشند و شرم و حياي عرف جامعه ما،مانع از بازگويي مشكلات واقعي و حقايق وي نشود و شما از او بپرسيد :"چرا اينطور هستي؟!" بدون شك بخش قابل توجهي از اين افراد از زندگي زناشويي خود احساس رضايت نداشته و به دليل عدم توانايي در كسب لذت از يكي از قويترين غرايز طبيعي بشر دچار سرخوردگيهاي دراز مدت هستند. اما متأسفانه هميشه با موضوع لذت جنسي(حتي نوع مشروع آن) و كسب رضايت از زندگي زناشويي همچون يك تابو برخورده شده است، و كمتر كسي در پي راه حل علمي و منطقي برآمده است. حتي اگر كسي هم قصد حل مشكل را داشته باشد، جايي را براي كسب دانش مطمئن و درمان مناسب پيدا نخواهد كرد ( به ويژه در نقاط دور افتاده) در جامعه ما به استناد شواهد تاريخي و برخي مطالعات صورت گرفته روشهاي برخورد با مشكلات جنسي زناشويي بدين شكل بوده است. در ميان زنان اصولاً واكنش منزوي شدن، افسردگي و توجه بيش از پيش به فرزندان به عنوان راه حل انتخاب شده است و در برخي از افراد هم كسب رابطه جنسي خارج از چارچوب خانواده يك راه حل بوده است. در ميان مردان برقراري رابطه جنسي خارج از چارچوب خانواده ، ازدواج مجدد ، استفاده از مواد مخدر ، مصرف الكل يا ساير داروها و در بسياري از موارد طلاق به عنوان جايگزين كمبود ذكر شده انتخاب شده است. وقتي در مقام بررسي آسيب شناسي و علل طلاق يا حتي خيانت در ازدواج يا اعتياد برمي آييم در بسياري از موارد رد پاي يك اختلال جنسي يا نارضايتي از زندگي زناشويي زوجين را به چشم ميبينيم. حال سؤال اساسي اين است: راه پيشگيري از به وجود آمدن اين عوارض ثانويه اختلال جنسي در زندگي زناشويي كدام است؟بدون شك استفاده از جايگزينهاي نامناسب و درمانهاي اشتباه اختلالات جنسي ذكر شده ، ريشه در ناآگاهي افراد دارد و بديهي است اگر افراد ماهيت مشكل و راه حلهاي مناسب و منطقي آن را بداند از عوارض ثانويه آن مصون خواهند ماند. توصيه ميشود مشاوره پيش از ازدواج فردي يا زوجي و مشاوره پس از ازدواج به ويژه براي كساني كه احساس مشكل ميكنند و رضايت كامل از روابط جنسي خود و همسرشان ندارند، حتماً انجام شود


